+ بعله و بلاخره من موفق شدم با لب تاب وصل شم به نت خوابگاه -_-
+ از دانشگاه و کلاسا همینقدر براتون بگم که من شنبه ساعت 8 و نیم صبح اومدم دانشگاه ببینم چی به چیه و کی به کیه که یهو اون اقاعه تو اموزش گفت : 109 - من : جان ؟ 0.0 - آقاعه : برو 109 کلاس ماهی شناسی داری . :))
+ زندگی خوابگاهی هم بد نیست اگه یه سری از دوستان نظافت رو رعایت کنن و از این چند روز تعطیلی که همه پاشدن رفتن تو خونشونو فقط سه نفرمون موندیم و اینکه احتمالا اون یکی هم میره چشم پوشی کنم -_-
+ ولی من می خواستم دیروز بلیط برگشت بگیرم واسه ساعت دو و نیم اگه به لطف و مرحمت پسرا کلاس ماهی شناسی نمیفتاد ساعت دو تا چهار دیروز و نمیرفتم سر کلاس و استاد دو ساعت تمام در مورد فرهنگ داشتن حرف نمیزد -_- ولی فکر کنم محبوب ترین استاد این ترمم همین استاد ماهی شناسیه هر چند که میگن موقع نمره پدر ادمو در میاره :))
+ خب دامپزشکی گویا خیلی جذاب تر از اون چیزیه که تو تصوراتم بود :)
+ ولی من ترجیح میدادم تاسوعا عاشورا شمال باشم و با دسته رویای اونجا روزو شب کنم . لااقل یه تلویزیونم نداره اینجا -_- باز خوبه یه اینترنت دادن که من با گوشی بتونم تلویزیون ببینم -_-
+ نمیدونم چرا برنجای اینجا یه بوی بدی میده :(
+ خب همونطور که فکرشو می کردم تونستم یه همخوابگاهی پیدا کنم با یه دستپخت عالی که سوء تغذیه نگیرم پنجشنبه جمعه ها ^_^
+ کارت دانشجو
برچسب:
نویسنده: الینا مرادی
تاريخ: جمعه
15 دی
1396 ساعت: 5:52